تاریخ 1398/04/12         ساعت 09:02:37     گروه خبری خبر صفحه اصلی

وابستگی به نفت، سبب تاثیرپذیری بیشتر اقتصاد کشور از رخدادهای جهانی بویژه تحریم‌های اخیر آمریکا بر ضد ملت ایران شده و بسیاری بر این عقیده‌اند که باید این وابستگی، یک بار برای همیشه از دامن اقتصاد ایران زدوده شود. هرچند تحریم‌های اخیر، فشارهای زیادی را بر اقتصاد کشور و معیشت مردم تحمیل کرده است، اما اگر از زاویه‌ای دیگر به آن بنگریم، خواهیم توانست این تهدید را به فرصتی طلایی برای پیشبرد و جهش اقتصادی کشور بدل سازیم. عمده شرکت‌های بزرگ، فرآیند بلوغ و رشد فزاینده خود را از دوران رکود و سکون بازار آغاز کرده و در زمانی که عمده کسب و کارها دچار رخوت و سستی هستند، با بهره‌گیری از فرصت پیش‌آمده به تقویت زیرساخت‌های خود پرداخته و مجموعه خود را برای یک جهش تاریخی در آغاز دوره بازگشت رونق به بازار آماده می‌کنند. فرصت تحمیل تحریم‌ها، با واقع‌بینی و توجه به داشته‌ها، می‌تواند به موهبتی بزرگ برای شرکت‌های ایرانی و اقتصاد کشور بدل شده و ورود قدرتمند شرکت‌ها و محصولات باکیفیت ایرانی به بازارهای جهانی و به تبع آن، رشد بزرگ اقتصادی کشور را همزمان با پایان تحریم‌ها رقم زند. رخدادی که علاوه بر رونق اقتصادی کشور، می‌تواند تقویت پول ملی، افزایش اشتغال و بهبود وضع معیشتی مردم را به همراه داشته باشد. شناخت فرصت‌هایی اینچنین و بررسی چالش‌های پیش رو، از جمله موضوع‌هایی است که در گفت‌وگو با دکتر مهدی بستانچی، عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان صنعت تهویه مطبوع کشور و قائم‌مقام مدیرعامل شرکت بین‌المللی دمنده، مورد کنکاش قرار گرفت. چکیده این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

تاثیر تحریم‌ها بر اقتصاد و تولید کشور را ‌ چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تحریم‌ها به‌واقع برای عمده تولیدکننده‌ها به‌جز برخی تولیدکنندگان خاص نظیر خودروسازی‌ها مفید بوده و در زاویه وضعیت تولید، هم‌اکنون روزهای خوبی برای تولیدکنندگان داخلی رقم خورده است. در شرایط تحریم، اگر برخی از صنایع خاص مانند خودروسازی را در نظر نگیریم، مشکلی برای صنایع دیگر وجود نخواهد داشت. چرا که تمرکز تحریم‌ها بر روی صنایع بزرگ همچون خودروسازی ـ به دلیل وابستگی زیاد این صنایع به خارج از کشور ـ است. به همین دلیل، این شرایط برای صنایعی نظیر تولید تهویه مطبوع و هواکش، بسیار مغتنم ارزیابی می‌شود و عمده تولیدکنندگان معتقدند که دوران خوبی را سپری می‌کنند. با این همه، در توییت اخیر خود درباره شرایط کاری تولیدکنندگان، بر این نکته تاکید کردم که شرایط فعلی نمی‌تواند تنها ملاک عمل باشد و باید به فکر آینده بود و هر چند در حال حاضر فرصتی برای فروش مناسب تولیدکنندگان به‌وجود آمده، اما این فرصت، همیشگی نیست و باید برای آینده برنامه‌ریزی کرد.

 

ممکن است توضیح بیشتری بفرمایید که منظور شما بیشتر کدام صنایع است؟

من، تولید را در دو بخش تقسیم می‌کنم؛ صنایع بزرگ و صنایع کوچک و متوسط. از نظر من، صنایع بزرگ کشور همواره توانسته‌اند حق خود را بگیرند. این صنایع به‌واسطه حجم بالای تولید و برخورداری از قدرت لابی بیشتر، در مواجهه با مشکل تامین منابع، دست کمک به‌سوی دولت دراز کرده و به‌راحتی از منابع دولتی برخوردار شده و برای تامین قطعات و خریدهای خارج از کشور خود نیز از ارز دولتی بهره‌مند می‌شوند. باز هم می‌توان به‌عنوان نمونه به صنایع خودروسازی اشاره کرد. آن‌ها حتی در تعیین تعرفه‌ها نیز نظر خود را اعمال می کنند. اما صنایع کوچک و متوسط ـ علی‌رغم این که با قطعیت می‌توان گفت که بیش از نیمی از اشتغال کشور را بر دوش دارند، ـ به‌خاطر سایز و اشل کوچک‌تر و قدرت چانه‌زنی پایین و نداشتن تریبون مناسب، به‌چشم نیامده و کمتر می‌توانند حق خود را گرفته و از امتیازات دولتی بهره‌مند شوند. همچنین به همین دلیل، علی‌رغم پتانسیل‌های بسیار زیاد موجود، عملکرد صنایع کوچک و متوسط، آن طور که شایسته است، معرفی نشده و به مشکلات آن‌ها کمتر پرداخته می‌شود. در صورتی‌که اگر به این مشکلات پرداخته می‌شد، پتانسیل‌های بیشتری از صنعت کشور شکوفا شده و توانمندی‌های بیشتری آشکار می‌شد.

 

بازار ارز و محدودیت‌های پیش‌آمده در تهیه ارز مورد نیاز واردات، چه تاثیری بر تولیدکنندگان داخلی دارد؟

امروزه به‌واسطه مشکلات به‌وجود آمده برای واردات، تولید، مقرون به صرفه‌تر شده است. یکی از مهم‌ترین دلایل مشکلات به‌وجود آمده برای واردات، ورود اندک ارز به کشور است. با کاهش میزان ورود ارز، فرآیند تخصیص ارز از سوی بانک مرکزی نیز محدود شد. اتفاقاً بانک مرکزی در این موضوع بسیار موفق بوده و همین امر موجب شده تا تولیدکنندگان داخلی با ظرفیت بالایی مشغول به تولید شوند.

در این میان نکته مهمی که باید از سوی تولیدکنندگان مورد توجه باشد، این است که اگرچه امروز ظرفیت تولید آن‌ها افزایش چشمگیری یافته و سود بالایی کسب می‌کنند، اما باید دقت کنند که این مهم ناشی از سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی آنان نیست، بلکه نتیجه تورم بالا در کشور است. چرا که به دلیل اعمال تحریم‌ها و نبود ارز در کشور است که واردات با اختلال شدید مواجه شده و در نتیجه فروش تولیدکنندگان افزایش یافته است. آن‌ها باید از این شرایط به نفع خود بهره برده و آن را به سمت اهداف خود هدایت کنند. آن‌ها باید از خود بپرسند که اگر تحریم‌ها رفع شد و بازار به شرایط گذشته برگشت، آیا توان رقابت با تولیدکننده خارجی را دارند یا خیر؟

اگر اینک آن‌ها توان رقابت با شرکت‌های خارجی و بین‌المللی را ندارند، باید برای آینده خود و دوران پساتحریم به فکر باشند و در همین شرایط با تقویت زیرساخت‌ها و برنامه‌ریزی مبتنی بر دانش روز، سطح و توان خود را به سطح شرکت‌های بین‌المللی ارتقاء دهند. اگر چنین شد، آن‌ها خواهند توانست ضمن حفظ سهم خود در بازار داخلی، با ورود به بازارهای خارجی، ضمن مطرح کردن و تقویت برند خود، سهمی را از آن خود کرده و با جهش اقتصادی، اهداف توسعه‌ای خود را تحقق بخشند.

 

چگونه می‌توان سطح کیفی یک تولیدکننده داخلی را برای موفقیت در دوران پساتحریم سنجید؟

سنجش میزان رقابت و مقایسه توان تولیدکنندگان داخلی با رقبای خارجی بسیار ساده است. اگر یک تولیدکننده، در این شرایط موفق به صادرات و فروش کالای تولیدی خود در چند کشور خارجی شد، می‌توان گفت که در دوران پساتحریم توان رقابت در کنار رقیب خارجی را داشته و ضمن حفظ سهم خود در بازار داخلی، توان توسعه حضور خود در بازارهای خارجی را نیز دارد. طبیعی است که اگر تولیدکنندگان خواستار بقای خود هستند، ولی هم‌اکنون شرایط تولید کیفی در سطح بین‌المللی را ندارند، باید عملکرد خود و کیفیت تولیدات خود را برای رقابت در برابر رقبای خارجی ارتقا بخشند.

 

شما بر روی موضوع ارز تاکید کردید، به نظر شما با وجود این شرایط، چه چالش‌هایی در حوزه ارز وجود دارد و تحلیل شما از شرایط آینده چیست؟

واقعیت این است که نقشی که ارز در اقتصاد ایران دارد، نقش یک کالای پیشرو است. این یعنی این‌که عمده که بازارهای مهم کشور مانند بازار طلا، بورس، مسکن و.‌‌‌... از بازار ارز تاثیر گرفته و سعی می‌کنند تا با پیروی از آن، قیمت‌های خود را با تغییرات نرخ ارز هماهنگ کنند. به‌همین دلیل است که همه دولت‌ها سعی در کنترل نرخ ارز داشته‌اند. این بدان معنا است که اگر دولت‌ها بتوانند نرخ ارز را کنترل کنند‌، خود به خود خواهند توانست تا نرخ سایر کالاها را نیز کنترل کنند. شاید به‌نظر برسد که کل موضوع درست است، اما در اینجا یک غلط اقتصادی به چشم می‌آید. طی این سال‌ها تصور ما از کنترل نرخ ارز اشتباه بوده و هیچ‌گاه اختلاف تورمی میان ریال و ارز کشور اصلی صاحب ارز را در نظر نگرفتیم و با کنترل نرخ ارز، این تورم، بر هم انباشته شد و در نهایت خود را در یک نقطه به نرخ ارز مرجع بازگرداند. اما هیچگاه این واقعیت را باور نکردیم. به همین دلیل است که در سی سال گذشته، بارها شاهد بازگشت تورم تجمیعی به نرخ ارز بوده‌ایم و آخرین مورد آن در سال گذشته رخ داد. اما شرایط کنونی بازار ارز نسبت به سال گذشته کاملا متفاوت است. مطمئنم افزایش‌هایی که سال گذشته داشتیم، امسال نخواهیم داشت. معتقدم در نیمه دوم امسال، تلاطم نرخ ارز بیشتر از نیمه اول خواهد بود، اما شرایطی که سال گذشته برای بازار ارز اتفاق افتاد، به‌طور قطع امسال روی نخواهد داد. ضمن این‌که بانک مرکزی، در کنترل بازار ارز امسال بسیار موفق عمل کرده است.

 

این موفقیت حاصل چیست؟

بازار ارز شامل دو بخش عرضه یا ورود ارز به بازار کشور و تقاضای آن در داخل است. در این میان بانک مرکزی ابزاری برای کنترل ورودی‌های ارز ندارد و نیز به‌واسطه تحریم‌ها، فروش نفت کاهش یافته است. این امر سبب کاهش ورود ارز به کشور و اختلاف زیاد میان عرضه و تقاضا شده است. اما آنجا که بانک مرکزی از ابزار کنترلی در بخش خروجی‌ها برخوردار است، شرایط جدیدی برای خروج ارز از کشور ایجاد کرده و با استفاده از این امر، باعث کاهش گردش و چرخش ارز در طول سال شده است. این امر به‌رغم محاسن فوق، اما سبب شده تا کمبود کالا در کشور کاملاً نمایان شود که البته بخشی از این کمبود، به رشد تولید صنایع داخلی کمک کرده است.

در مورد وضعیت ارز، معتقدم تغییرات چندان محسوسی در نرخ ارز به‌وجود نمی‌آید و شرایط همان‌گونه که هست، ادامه خواهد یافت. قیمت ارز در حدود ۱۳هزار تومن با درصدی بالا و پایین در نوسان خواهد بود و بعید است تا پایان شهریور، تغییر مهمی اتفاق افتد؛ البته بازار نیز کشش بیش از این ندارد یعنی بازار در برابر نرخ ارز، چه بالای ۱۵ هزار تومان و چه کمتر از ۱۰ هزار تومان مقاومت نشان می‌دهد. در خوشبینانه‌ترین حالت، آن هم در ۶ماهه دوم امسال، افزایش نرخ ارز به میزان افزایش تورم اتفاق خواهد افتاد و دلیل آن نیز محدودیت واردات کالا است.

 

بانک مرکزی،‌ در این شرایط چه نقشی ایفا کرده است؟

اقدامات بانک مرکزی،‌ به بهبود شرایط کمک بسیاری کرده است. به‌واقع می‌توان گفت که نحوه مدیریت بازار ارز در این دوره با دوره‌های پیشین کاملا متفاوت بوده و خرید و فروش ارز، دیگر آن‌گونه که در ابتدای کار سودآور بود، نیست. بانک مرکزی اکنون فرآیندی را به‌وجود آورده که مانع از پیش‌بینی قیمت دلار می‌شود. در گذشته، بسیاری از دلال‌ها از نوسانات بازار ارز استفاده می‌کردند، اما امروز دیگر این‌طور نیست. متاسفانه بازار بورس هم به‌دلیل یک‌طرفه بودن نمی‌تواند از این نوسانات استفاده کند.

به بیان درست‌تر می‌توان گفت با توجه به این‌که ارزش ارز ـ در خوشبینانه‌ترین حالت ـ به اندازه تورم، رشد کرده است، «سرعت تورم کالایی» از «سرعت تورم ارزی» پیشی گرفته است. یعنی اگر کالایی بخرید، بیشتر از ارز به شما سود می‌رساند.

 

پیش‌تر گفتید که استفاده از کنترل نرخ ارز، اشتباه است. به نظر شما راه حل جایگزین چیست؟

یک فرمول ساده در این باره وجود دارد و آن، این است که قیمت ارز باید متناسب با نرخ تورم به‌روز شود. اگر این کار انجام نشود، اختلاف قیمت به‌وجود آمده، خود را به اقتصاد تحمیل خواهد کرد. به‌طور مثال، اگر یورو را به عنوان ارز اصلی در نظر بگیرید و میانگین تورم اتحادیه اروپا ۳ درصد باشد و تورم در ایران ۳۰ درصد باشد، به خودی خود، سالانه ۲۷ درصد ارزش ریال نسبت به یورو باید کاهش نشان یابد؛ اما با کنترل نرخ ارز، این میزان در همان ۳ درصد متوقف می‌شود. تا چند سال، می‌توان این اختلاف ۲۷ درصدی را کنترل کرد. اما بعد از گذشت ۵ سال با اختلافی ۱۵۰ درصدی روبه‌رو خواهیم بود و همین اختلاف در زمان معینی، افزایش ناگهانی نرخ ارز را به‌دنبال خواهد داشت. این، یعنی تصوری که از میزان نرخ ارز داریم اشتباه است. گفته می‌شود برای کاهش تورم، باید نرخ ارز را کم کنیم؛ اما اگر شما به این علت و معلول توجه کنید، خواهید دید که نرخ ارز، حاصل تورم است. پس باید بتوانیم تورم را را کنترل کنیم تا نرخ ارز کنترل شود. پس می‌بینیم متاسفانه در تصمیم‌گیری‌ها و تقدم و تأخرها مشکل جدی داریم. ابزارهای زیادی برای کنترل نرخ تورم در بازار موجود است. اگر می‌خواهیم نرخ ارز افزایش پیدا نکند، باید نرخ تورم را ثابت نگاه داریم و آن را کاهش دهیم.

 

و چگونه می‌توان تورم را ثابت نگهداشت؟

در دنیا، ابزارهای مختلفی برای کنترل نرخ تورم موجود است. اما اصل مشکل در نرخ تورم، نقدینگی است. دولت‌ها ‌در سال‌های اخیر از پول پرقدرت و پایه پولی، بسیار استفاده کرده‌اند و این امر باعث شده است تا با حجم نقدینگی بسیار بالایی روبرو شویم و ارزش پول ملی کاهش یابد.

 

راهکار شما در این باره چیست؟

عرف حاکم در دنیا است است که میزان رشد نقدینگی سالانه کشور می‌بایست متناسب با رشد اقتصادی (GDP) همان سال باشد. یعنی اگر رشد اقتصادی کشور ۵ درصد بود، قاعدتا اقتصاد کشور ۵ درصد بزرگ‌تر شده و بانک مرکزی موظف است برای جبران این بزرگ‌تر شدن اقتصاد، نقدینگی را تا ۵ درصد افزایش دهد. البته این موضوع با نوسان همراه است؛ یعنی یک سال ۵ درصد، سال دیگر ۶ درصد و یا سال دیگر ۴ درصد؛ بانک‌های مرکزی در دنیا با این درصدها بازی می‌کنند. اما مشکل کشور ما این است که به‌رغم رشد اقتصادی سالانه ۳ تا ۴ درصدی، میزان نقدینگی سالانه ۲۵ درصد افزایش می‌یابد. این اختلاف، موجب ایجاد تورم می‌شود و از آنجا که زیادتر از حجم اقتصاد خود، پول تولید کرده‌ایم، همه به سمت بازارهایی که گمان می‌رود بیشترین بازده را دارند، هجوم می‌برند. این بازارها می‌تواند در مواقعی بازار ارز یا طلا باشد. بدیهی است که راه کنترل تورم، کنترل نقدینگی است. بانک‌های مرکزی در دنیا از ابزارهای مختلفی برای کنترل نقدینگی بهره می‌گیرند. یکی از این روش‌ها چاپ اوراق قرضه است که البته در هیچ دوره‌ای بانک مرکزی ایران چنین اقدامی نکرده است که دلایل شرعی برای آن عنوان شده است.

دولت، بدهی زیادی از جنس پایه پولی یا پول پرقدرت به بانک مرکزی دارد. بد‌ترین نوع افزایش پایه پولی، استقراض از بانک مرکزی است. پیشنهاد من، همان‌طور که در توئیت چندی پیش خود آوردم، این است که با توجه به اعلام خزانه‌دار کل کشور مبنی بر برآورد ۱۸ هزار هزار میلیاردی ارزش دارایی‌های دولت، فرصتی مناسب است تا دولت با فروش بخش کوچکی از این دارایی‌های مازاد و تسویه بدهی‌های خود به بانک مرکزی، زمینه را برای کاهش پایه پولی و کنترل تورم فراهم کند. همان‌طور که می‌دانید، بدهی دولت به بانک مرکزی از جنس پایه پولی یا پول پرقدرت است که کاهش این بدهی می‌تواند به کاهش نقدینگی و رشد ارزش پول ملی منجر شود.

 

سایت شرکت بین‌المللی دمنده در شهرک صنعتی عباس‌آباد، بزرگ‌ترین سایت تولید هواکش در خاورمیانه است. در ابتدای مصاحبه گفتید که اعمال تحریم‌ها موجب رونق تولید داخل شده است‌. این رونق و تاثیر آن بر تولید و اشتغال‌زایی شرکت دمنده چگونه نمایان شده است؟

تنها از ابتدای سال ۹۸ به میزان۱۰۰ نفر افزایش نیروی انسانی داشته و ۱۰۰ فرصت شغلی جدید در شرکت ایجاد کرده‌ایم. همچنین در همین مدت، درصد قابل توجهی ـ نزدیک به ۲۰ درصد ـ افزایش تولید و فروش داشته‌ایم. این نشانگر وجود تقاضا در بازار است که سبب افزایش تولید ما در همین شرایط تحریم شده است.

 

آیا سایت به حداکثر ظرفیت خود رسیده است؟ و چه برنامه‌های توسعه‌ای در دستور کار دارید؟

هنوز سایت عباس‌آباد به تمام ظرفیت خود نرسیده و هم‌اینک از حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد زمین‌ خود استفاده می‌کنیم و مابقی را برای طرح‌های توسعه شرکت رزرو کرده‌ایم. امروز به شدت در حال افزایش و پیشبرد طرح‌های توسعه‌ای هستیم و علی‌رغم اینکه بسیاری از شرکت‌ها طرح‌های توسعه‌ای خود را متوقف کرده‌اند، اما نگاه به آینده سبب شده تا در شرکت دمنده، طرح‌های توسعه‌ای با قدرت دنبال شود. به عنوان نمونه هفته گذشته، اولین فن پارکینگی F300 دارای استاندارد حریق ایران که توسط شرکت دمنده تولید شده است، توانست با برخورداری از استانداردهای لازم از تنها آزمایشگاه موجود در خاورمیانه در ترکیه با سربلندی خارج شده و ضمن پاس کردن تست‌های مربوطه، لحظه‌ای تاریخی در صنعت تهویه ایران را رقم زند و برای ما افتخار است که یک مرجع بین‌المللی آن را تست و تایید کرده است.

اگر می‌خواهیم در بازارهای جهانی مطرح شده و سهمی را به خود اختصاص دهیم، باید به چنین مواردی فکر کنیم. از این‌که خودمان کالای خودمان را تایید کنیم، پیشرفتی حاصل نمی‌شود؛ اما اگر یک مرجع بین‌المللی ما را تایید کند، می‌توانیم بگوییم که عملکرد خوبی داشته‌ایم.

همچنین با سرمایه‌گذاری خود، کار ساخت دومین و کامل‌ترین آزمایشگاه تست فن خاورمیانه را در شرکت بین‌المللی دمنده آغاز کرده‌ایم تا بتوانیم ضمن انجام این آزمایش‌ها در کشورمان، از خروج ارز جلوگیری کنیم. امیدواریم این طرح تا پایان امسال به بهره‌برداری صد درصد برسد. این آزمایشگاه با ۱۲۰۰ متر مربع زیربنا با همراهی مرکز ملی تحقیقات ساختمان در دست احداث بوده و پس از بهره‌برداری از امکان انجام تمامی آزمایش‌های لازم در حوزه فن و تهویه در همه اندازه‌ها برخوردار خواهد بود.

 

و در بخش صادرات؟

تلاش می‌کنیم تا عملکرد خوبی در بخش‌های مختلف از جمله صادرات داشته باشیم. در واقع صادرات به‌عنوان یک مکانیزم، ما را به سمت تولید محصولات بین‌المللی هدایت می‌کند. اگر کارها به‌خوبی پیش رود، در پی راه‌اندازی سایت‌های دیگری برای تولید محصولات دمنده در برخی کشورها هستیم. ضمن این‌که هم‌اکنون هواکش‌ها و فن‌های تولیدی شرکت بین‌المللی دمنده به ۱۶ کشور جهان صادر می‌شود.

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :